المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
223
مروج الذهب ( فارسى )
زيبا از آن رو گفتند كه آب و درخت و چمنزار فراوان داشت . مدت پادشاهيش يكصد و بيست سال بود و خبر كشته شدن وى بدست تركان و كيفيت محاصره او و كسى كه پس از كشته شدنش انتقام او را كشيد در كتب ايرانيان قديم آمده است . بسيارى از مطلعان تاريخ ايرانيان گفتهاند كه بختنصر از جانب اين پادشاه مرزبان عراق و مغرب بود و همو بود كه شام را بگرفت و بيت المقدس را بگشود و بنى اسرائيل را اسير كرد و كار وى در شام و مغرب مشهور است و عامه او را بخت ناصر نامند و غالب اخباريان و قصهپردازان در اخبار وى مبالغه كنند و در وصفش اغراق گويند منجمان در زيجها و مورخان در كتابهاى خود او را پادشاهى مستقل قلمداد كردهاند اما او فقط مرزبان ملوك مذكور بود . مرزبان بمعنى كار دار يك چهارم مملكت و سردار سپاه و وزير و كاردار و حاكم يك ناحيه است وى اسيران بنى اسرائيل را بمشرق برد و با زنى دينازاد نام از آنها ازدواج كرد كه موجب بازگشت بنى اسرائيل را به بيت المقدس شد گويند دينازاد براى لهراسب پسر گشتاسب فرزند آورد و جز اين صورتهاى ديگر نيز گفتهاند و اينكه هماى از طرف مادر از نژاد بنى اسرائيل بود . گويند لهراسب ، سنخاريب را كه در عراق جانشين وى بود بجنگ بنى اسرائيل فرستاد كه كارى از او ساخته نشد و بجاى او بختنصر را فرستاد . درباره بختنصر جز اين نيز گفتهاند كه در همين كتاب در ضمن سخن از پادشاهى بهمن پسر اسفنديار پسر يشتاسب پسر لهراسب بياريم . بطليموس مولف كتاب المجسطى تاريخ كتاب خود را از دوران بختنصر مرزبان مغرب و ثاون مولف كتاب القانون فى النجوم از پادشاهى اسكندر پسر فيليپ مقدونى آغاز كرده است . پس از لهراسب پسرش بشتاسب بپادشاهى رسيد و مقر او بلخ بود بسال سىام پادشاهى او زرادشت پسر اسبيمان سوى وى آمد . گويند وى زرادشت پسر بورشف